
بد ترين درد اين هست كه يك نفر رو دوست داشته باشي ولي اون ندونه كه دوستش داري
| دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را |
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
| |
| کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز |
باشد که بازبینیم دیدار آشنا را
| |
| ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون |
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
| |
| در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل |
هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
| |
| ای صاحب کرامت شکرانه سلامت |
روزی تفقدی کن درویش بینوا را
| |
| آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است |
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
| |
| در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند |
گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را
| |
| آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند |
اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
| |
| هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی |
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
| |
| سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد |
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
| |
| آیینه سکندر جام می است بنگر |
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
| |
| خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند |
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
| |
| حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود |
ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را
|
وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم
وقتی او تمام کرد من شروع کردم
وقتی او تمام شد من آغاز شدن
و چه سخت است تنها متولد شدن
براي غربت شبم مژده اي از سحر مياد
صداي پاشو مي شنوم تو کوچه ها قدم زنون
پر مي کشه دلم براش به سوي ماه تو آسمون
آهاي آهاي ستاره ها فانوس راه اون بشين
بگين بياد از اين سفر تو اين شب ستاره چين
پنجره ها رو وا کنين گل بريزين سبد سبد
مياد که پيشم بمونه گفته نمي ره تا ابد
ستاره ها بهش بگين جدايي و سفر بسه
بگين به اين شکسته دل يه عمره دلواپسه
مثل يک بيت ته قافيه ها خواهم مرد
تو که رفتي همه ثانيه ها سايه شدند
سايه در سايه اين ثانيه ها خواهم مرد
شعله هاي بي تو ز بي رنگي دريا گفتند
موج در موج در اين خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوري چشمان بهار
از<<>> حاج عماد![]()
اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است
اگر عاشق شدن پس يك گناه است دل عاشق شكستن صد گناه است
تو كه آتشكده عشق و محبت بودي چه بلا رفت كه خاكسترخا موش شدي
تو به صد نغمه زبان بودي و دلها همه گوش چه شنفتي كه زبان بستي و خود گوش شدي
خلق واگرچه وفا نيست وليكن گل من نه گمان دار كه رفتي و فراموش شدي
ساده نگير اين همه سادگي رو
ساده نگير اگه هنوز مي توني
پاي همه سادگيهات بموني
خسته نشو اگه تموم راهها
پيش تو و سادگيهات بسته شن
طاقت بيار اگه همه آدما
از اينكه پا به پات بيان خسته شن
آخر خط جاده هاي خسته
بگو چقدر راه نرفته مونده
پشت دلت وقتي به خون نشسته
چند تا ترانست كه كسي نخونده
دووم بيار خسته نشو از سفر
تنهاييتم بذار رو دوشت ببر
ترانه باش اونور آخر خط
به نقطه مي رسي بيا سرخط
دل ربایی همه ان نیست که عاشق بکشند<<>>خواجه ان است که باشد غم خدمتکارش
جای ان است که خون موج زنددر دل لعل<<>>زین تغابن که خزف میشکندبازارش
بلبل از فیض گل اموخت سخنی در نبود<<>>این همه قول غزل تعبیه در منقارش
ای که در کوچه معشوقه ما میگذری<<>>بر حذر باش که سنگ میشکند دیوارش
ان سفر کرده که صد قافله دل همره اوست<<>>هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
صحبت عافیت گر چه خوش افتاد ایدل<<>>جانب عشق عزیز است فرو مگذارش
صوفی سر خوش از این که دست کج کرده کلاه<<>>به دو جامه دیگر اشفته شود دستارش
دل حافظ که به دیدار تو خو گر شده بود<<>>ناز پرورده وصالت مجو ازارش